جمعه بیست و یکم دی 1386
گریمور و سکانس ها
سکانس اول:
سرما و دستهایی که از سرما قرمز شده اند...دانه های ریز برف ، سپیدی خود را به رخ چادر مشکی ام می کشند! (ای بابا اینجا که نباید متن ادبی بنویسم ..حواسم نبود !!) قضیه اینه که تو یه روز برفی سوار مترو شدم و منم که جام گرم و نرم شده بود داشتم چرت می زدم که یه دفعه یه قشون ریختن تو واگن!!!
من در حیرت ورودی های تازه داشتم به ریخت و قیافشون نگاه می کردم !! 5-6 خانم که هر کدوم تیپ های عجیب غریب و هنری زده بودند و جعبه هایی شبیه جعبه ابزار و دریل دستشون بود!! مدل موهای عجیب و غریبشون آدم رو به گمانه مینداخت که اینا بچه های هنر هستند! اما سن های متفاوتشون میگفت که دانشجو نیستند!
یه خانمی که کنار من نشسته بود به یکی از این خانم های تیریپ گفت: خانم بیا بشین اینجا!
خانوم تریپه هم گفت: نه راحتم ..بشینید شما!
خانم بغل دستی گفت: خب بارداری سختته بیا بشین!
خانم تریپه خندید و گفت: نه خانم!! حامله نیستم! این برای فیلمه!
یه دفعه گریموره به خانم تریپ گفت: ببین چقدر طبیعی درستت کردم که بقیه فکر می کنند حامله ای!!
همه ی واگن کف بر شده بودند اساسی که این اکیپ واسه فیلمبرداری هستند! و ایستگاه جوانمدر قصاب پیاده شدند و به یه دوجین اکیپ اقایون هنری پیوستند!
نتیجه ی غیر اخلاقی: اگر خانم بارداری کنار شما ایستاده بود هیچ گاه جایتان را به او تعارف نزنید برای آنکه ممکن است خودتان ضایع شوید !(چون داستان بالا)
نتیجه ی اخلاقی: همون چرت مرغوبتون رو بزنید ...بی خیال باقی ملت!!
سکانس دوم:
به این شیم شیم خانم یه سر زدم ببینم اوضاعش چه جوریه!! یه پست نوشته بود راجع به یه دوست عزیز شیرین زبون که اصلا هم راجع به سوتی های این دوست عزیز نبود!! در قسمت کامنت ها، کامنت فرهاد کلی من رو به خنده انداخت!!
یاد دوران راهنمایی خودم افتادم که با بچه ها هی کتاب فال می خوندیم و فال می گرفتیم واسه هم و چه با این فال ها خوش بودیم! عجب دورانی داشتیم اون قدیما! حتما این پست شیم شیم رو بخونید!!
نتیجه گیری موذیانه: آهای شیم شیم، در وبلاگ وزین و موقر و پر مخاطب خودم تبلیغت کردم! آره قربونش خودت به حسابم پولشو واریز کن!
سکانس سوم:
اتاق من با سیبری تفاوتی نداره!! اما نه به خاطر نبود گاز و نه به خاطر نبود سیستم گرمایشی!! خدا لعنت کنه این تی وی رو!! از بس تو اخبار به گوش ملت خوندن که گاز کم مصرف کنید، مامان و بابا در حد شمعک بخاری منو بردن پایین!! یکی دیگه رای داده به این دکتر افتخاری، من ِ بدبخت باید جور عدم مدیریت صحیح منابع اقا رو بکشم!!
نتیجه انتخاباتی: به قول یه آفلاین پس از دو سال به جای اینکه نفت بیاد سر سفره های مردم، بنزین هم جیره بندی شد ،فعلا گازم که صادر می کنیم و مال خودمونه، میدیم اجنبی جماعت بخوره و حالشو ببره و نوش جونش شه و ما اینجا از سرما تلفات بدیم ..برید آتش انتخابات رو با هیزم روشن کنید!
سکانس پایانی:
به نظر شما چه معنی داره آدم بیاد راجع به لحظه به لحظه ی زایمانش در وبلاگش بنویسه؟!؟!
به نظر شما چه معنی داره آدم بیاد تو وبلاگ جار بزنه از اینکه خواستگاری کرده اونم واسه ازدواج موقت؟!
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 17:52 توسط : مطهره