این جان جان و باران گیر میدن که آپ کنم و دستشون که ماشالله تو شایعه سازی
و حرف پراکنی قویه ..آخه دور از جون شما هم رشته ای
هستند و دیگه هم رشته ای که هم رشته ای ببیند خوشش آید !![]()
برای بستن چفت کامنتدونیه قبلی و جلوگیری از کاشته شدن هر بذر ظن و اینا آپ می کنم!
v So busy
این روزها درگیر هر نهاد و سازمان و کوفت و زهرماری هستم!
از این اتاق به اون اتاق! به این زنگ بزن به اون زنگ بزن! واسه همه یه چیز تکراری
رو هی باید صدباره توضیح داد ! یه نامه ی سرگشاده در رسانه شاید بتونه کمکی کنه ! پس گیر ندید که چرا نیستی و سر به سرم نذارید!! got it?
پ.ن: تک نوشت!
v نمایشگاه با طعم آش افطاری!
پارسال افطاری های نمایشگاه بین المللی قرآن یکی از بهترین خاطراتم
بود، با دبیر سرویس و سردبیر و عکاس و حسابدار سازمان دسته جمعی سر میز افطار در غرفه خبرگزاری، خیلی خوش گذشت! امسال هم به یاد پارسال قراره کل سرویس
رو جمع کنیم و بریم افطاری اوار
شیم نمایشگاه و با بچه ها دسته جمعی یه شب دور هم باشیم! چند روز پیش جلسه گروه بود و رو سوژه ها بحث شد و بعدشم مقالاتی را که باید نوشته شه بین بچه ها تقسیم کردم!
باید راجع به گیم های اسلامی مصاحبه و خبر و مقاله جمع کنم! بهم معرفی کنید! اگه خودتونم با این نرم افزارها و گیم ها آشنایی دارید بهم بگید که بهتون بزنگم ! با اقای هیس روی این سوژه کار میکنیم! آقای هیس هم یک هم رشته ایست!![]()
v زمزمه !
زمزمه های جدید:
ازم نخواه با تو بمونم // تو هیچی از من نمیدونی//اگه بگم راز دلم رو //تو هم کنارم نمی مونی!
آلبوم ماندگار ...ناصر عبداللهی
یه آهنگ واسه موبم گذاشتم که نه میدونم خواننده اش کیه نه آهنگش چیه! اما میگه:
Oh baby cant u see...Honey just come with me …want u close me...my heart is telling me …I hate the fact …
ورژن این آهنگو تو آهنگای رپ خوشم میومد که ورژن اصلیش رو دیدم !
کسی اگه میدونه این مال کیه و اینا بهم بگه!![]()
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 21:43 توسط : مطهره

یابد، خدا می داند چگونه می خواهد فضای وب فارسی را پر محتوا کند! امروز به پایان رسید
چقدر جلسه رفتیم خداییش امروز!اونم از خیر سر ماشین مریم
منفجر شد از اینکه نکنه معصوم خیلی واقع گرا باشه و بخواد باد لاستیک جلو رو چک کنه اونم جلو نور و جلو دیدگان همه! (فکر کنید
کوچولوش نشسته بودند! بعد از تعارفات معمول و رد و بدل کردن های حرف های زنانه،مامان به خانم همسایه میگه:" خانم فلانی، دخترت رو به پسر من بدیا"