عروس خانوم کچل می شود:
چند ماه پیش هر کاری میخواستم انجام بدم میگفتم که: بعد کنکور!!!
... یکی از این کارهای بعد کنکوری کوتاه کردن موهام بود!
بعد کنکور که رفتم آرایشگاه به طرف گفتم موهام رو کوتاه کن طوریکه بشه شینیون کرد!
دیگه به انتخاب خودش تصمیم گرفت مدل ماهواره ای (به قول خودش) خرد واسم بزنه! ![]()
با تیغ افتاد به جون موهام
..گفتم خانوم تابستون عروسی داریم ! جوری کوتاه کن که شینیون بشه!
: باشه عزیزم! عروسیه اقوام نزدیکه؟!![]()
_بله خانوم ! لطفا جوری کوتاه کنید که تو شینیون بیاد!
: اتفاقا الان مده که تو نامزدی ها مدل خرد باشه ! خب حالا عروسیه کیه؟
_ اووووم ! ..م ... م ...م .. شاید عقد خودم باشه!![]()
![]()
: واای
چرا زودتر نگفتی که عقد خودته!
ایشالله خوشبخت بشی!
_ اخه معلوم نیست چه ماهی باشه ..ولی طوری کوتاه کنید که تو شینیون بیاد!
: میدونی دخترم.. واسه عروس هم ما جدیدا مدل باز درست می کنیم و خرد !
_ به هر حال طوری بزنید که بشه شینیون کرد!
..
.
.
.
.
و اینگونه بود که موهایمان ترمال شد و کوتاه کوتاه شد! آخه کی عروس کچل دیده؟؟!!!؟!؟ اونم با موهای سیخ سیخ ! (همون خرد )![]()
![]()

یه عمر مو بلند کردیم واسه یه شب ! یه خانوم نازنین همه رو ر..د بهش!!
نتیجه اخلاقی: ما از این داستان نتیجه میگیریم که کار امروز را به فردا نیندازیم !
اگه همون چند ماه پیش کوتاه کرده بودم تا الان موهام بلند شده بود! ![]()
موارد مصرف کاور
از اونجا که این ترم تنظیم خانواده دارم و تو دانشگاه پاستوریزه ما فقط جمعیت تدریس میشه خاطرات دوستای دیگه رو براتون میگم :
در ابتدا بگم کلمه ی کاور همون کا..دوم خودمونه که من در پس رعایت شئونات این نام رو برگزیدم !
· یه بار یه بابایی میره کلینیک و پرستار بهش یه کاور میده میگه قبل از امر خیر یه دونه مصرف کنید! 
این بابا مثه اینکه زیادی همشهری بوده و بعد چند ماه پیداش میشه و میگه : آآآآآآی ی ی ..من اینجا رو به آتیش میکشم!
..خانوم حامله شده ... به طرف میگن :خب آقا ! مگه همونجور که گفتیم مصرف نکردی؟؟
میگه : چرا! هر دفعه قبلش یه دونه اش رو می خوردم!!
نتیجه کاملا اخلاقی: امر خیر با اعمال شاقه! طرف اون پلاستیک رو با چه زوری خورده جای بسی تشویق داره و همین جا در کتاب رکوردهای دنیا گیتس
به ثبت میرسانیمش!
· یه بار یه بابایی هم تحت آموزش قرار میگیره که پرستار هم دیگه سنگ تموم میزاره و عملی نشون میده که آقا اینو می بینی؟
! قبل امر خیر بکش رو چیز!
و در همین حین پرستار میکشه رو شصتش که طرف یاد بگیره! ![]()
این بابای داستان ما هم که فول آو اطلاعات میشه بعد چند ماه سر و کله اش پیدا میشه و سر وصدا که چرا خانوم حامله شد! ![]()
پرستار میگه :خب دقیقا چی کار می کردی؟! ![]()
باباهه هم میگه: هیچی ... اینو می کشیدم رو شصتم!![]()
نتیجه اخلاقی : برای آموزش رعایت بهداشت در یه دهاتی، فیلمی راجع به حشرات موذی ساخته بودند که در فیلم زوم کرده بودند رو صورت حشرات و حرکاتشون! یعد یه مدت سم میدن به کشاورزا که مصرف کنند و این آفت ها ازبین بره! ولی بعد یه مدت می بینن کسی از این سم ها استفاده نکرده..پیگیر میشن می بینن که روستایی ها میگن ما تا حالا حشراتی به این بزرگی رویت نکردیم! ..ماجرای این بابا هم مثه همین روستایی هاست!
· یه بار یه پسره میره داروخانه و میخواسته کاور بخره، به دکتر داروساز میگه آقا یه کاور انقدر اینچی بدید ! امشب میخوام برم خونه زیدم!![]()
دکتر هم میده ! پسره میاد که بره ، باز برمیگرده و میگه آقا یکی دیگه هم بدید ! آخه زیدم یه آبجی داره که خیلی توپه!![]()
دکتر هم دومی رو میده!
باز که میخواد بره پسره برمیگرده میگه دکتر یکی دیگه هم بدید ! آخه مامان زیدم هم یه کم سر و گوشش می جنبه!
شاید بشه که اونم..
شب پسره میره شام خونه زیدش !
همه دور میز می نشینند و پسر هم پاستوریزه میشینه و دعای
قبل غذا رو میخونه!
زیدش همین جور بر و بر
نگاش میکنه !
پسره خیلی آروم شامش رو میخوره و چشماش هم فقط به غذاش بوده!
بعد شام هم دعا میکنه واسه برکت سفره و تشکر و این حرفا!
دختره یواشکی میزنه به پای پسره : تو که انقدر مذهبی نبودی پسر؟![]()
پسره میگه: آخه نمی دونستم بابات دکتر داروسازه!
نتیجه اخلاقی: برای خریدن کاور تا می توانید از داروخانه ی دور از خانه زیدتان خرید کنید!![]()
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:7 توسط : مطهره
