مامان خانوم در راستای شکستن انحصاری
داشتن موبایل در منزلمان که متعلق به شخص بنده است ، در یک اقدام کوبنده
گوشی قدیمی منو برداشت و طی یک عملیات مخفیانه
یک سیم کارت در جایگاه نصب کرد و به پدر امر فرمودند
که این گوشی رو با خودت همه جا می بری !! ![]()
و حالا قرار شد یه کلاس آموزش استفاده از گوشی در منزل با حضور مامان و بابا گذاشته شود! در اقدام اول زبان گوشی از انگلیسی به فارسی تغییر یافت! و بقیه چیزا...
روز اول مامی خواست به گوشی بزنگه و یه کم با شوهر گرام بحرفه!
شوهر گرام هم که سر کلاس تشریف داشت. قرار شد زنگ تفریح بزنگه که بابا سر کلاس نباشه!
به هر حال زنگ زدن همانا و صدای گوشی از جیب شلوار بابا از اتاق خواب برخاستن همان! ![]()
![]()
![]()
نگو بابا آقا اصلا با خودش گوشی رو نبرده ! ![]()
این آتیش بلا هم سریع رفت گوشی رو برداشت و شروع کرد به کشفیات در گوشی! از جمله درست کردن میانبر صوتی! و هم چنین شماره گیری صوتی! حالا بچه نشسته و صدای منشی تلفن که میگه دستور خود را بگویید ، محمد هم در جوابش گفت: دســـــــــتـــــــــور می دهیم! (به سبک باغ مظفر) انگار با یه ربوت سر و کار داره ! دیگه مرده بودم از خنده از دست این کارش! ![]()
![]()
تا چشمم رو از آتیش بلا برداشتم ، دیدم جا تر و بچه نیست!![]()
گوشی رو برداشته و رفته!
حالا در به در دنبال بچه بگرد که کجا رفته پز گوشی بده!
به گوشی زنگ زدم ، ببینم این کوفت گرفته کجا پیچونده رفته! یه دفعه بچه های محل ازش گوشی رو بلند نکنند که در کمال تعجب گوشی رفت رو پیغام گیر و آتیش بلا هم با هندز فری با خیال تخت داشت تو خیابون تاب میخورد! ![]()
نتیجه اخلاقی: می ترسم کلاس آموزش استفاده از موبایل من هم مثه آموزش کامپیوتر به بابا آقا با شکست مواجه بشه! این معلم ها در صورتیکه کلاس ضمن خدمت واسشون بذارن چیز جدید یاد می گیرن ولا غیر! حالا من هی زوووور بزنم! عاجزانه از آموزش و پرورش خواستار تشکیل کلاس ضمن خدمت برای آموزش موبایل هستم!
در آخر:سال 86 پر از شادی واستون باشه !![]()
امسال که فکر کنم کلی عروسی افتادیم!
محمد و محسن و مرتضی هم که دارن دوماد میشن! از همین جا تبریکات صمیمانه خودم رو ابراز می کنم ! زندگیتون پر از صفا و صمیمت و خوشی .
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 11:10 توسط : مطهره
