تبليغاتX
..::سایه پروانه::...
..::سایه پروانه::...
در کنار سایه‌ام سایه‌ی پروانه‌ایست...آرزو دارم بدانم صاحب آن سایه کیست
شنبه نهم دی 1385
..من اعتراف می کنم پس هستم..

اعترافیجات:

در پی اعترافات دیگر دوستان، من _مطهره_ در این مکان مقدس و در برابر سایر بلاگران بنا به دعوت دوستان می خواهم پرده از چهره ی یک بلاگر بردارم!

  1. بلاگر سایه پروانه در دوران طفولیت به یک فقره قتل دست زده است. روزی با کمال بی رحمی جوجه ای را به زیر پتو برد که بخواباند در حالیکه دسیسه ای بیش نبود و می خواست جوجه مظلوم را در اثر نرسیدن اکسیژن به وی به قتل برساند و موفق هم شد.
  2. وی در چند دوره پیاپی با حضور در وبلاگ (حرفهایی از جنس زندگی) کامنت هایی خبیصانه در مورد نوشته های پانتی با نامی مستعار گذاشته و محیط کامنت دونی وی را سرشار از رعب و وحشت نموده است.
  3. برای تشویش اذهان عمومی یک دستگاه تالار گفتمان را با آگاهی از آنکه در این مکان امکان خلط محرم و نامحرم ایجاد خواهد شد، برای گمراهی جوانان در وبلاگ قرار داده است.
  4. بلاگر مذکور عشق کل انداختن با موجودات ذکور را دارد و تا آنها را ضایع نفرماید آرام نمی گیرد!
  5. و از همه مهم تر و در نهایت اینکه..... تو خماریش بمونید!

 

از این دوستام هم میخوام که بنویسند:

معصومه         پانتی       سامان       سپهر      فرهاد!!

 

 

تشویش اذهان عمومی با یک عکس از ننه عباس!

چند وقت پیش به وبلاگ آقای صندلی سر زدم! یک عکس گذاشته بود اندر تشویش اذهان عمومی با این عنوان: ننه ماست که با حسن خداداد آمد!

این تیتر فوق العاده ابهام آمیز هست!

خوانش های مختلف این متن:

  • ننه ماست که با حَسن ِ خداداد آمد!  (یعنی ننه جون با حسن، پسر آقا خداداد اومده!)
  • ننه ماست که با حَسن، خداداد آمد!  (یعنی ننه جون، با حسن و آقا خداداد اومده!)

پ.ن1: والله ..که ...

پ.ن2: مهم اینه که ننه اومد حالابا کیش بماند!

پ.ن3 : راستی بچه ها فکر میکنید اگه مادر میز باشه و بابا صندلی، بچه این وسط چی در میاد؟؟؟ به نظر من 4پایه یا نیمکت!

 

قزوین سیتی

یه چهار سالی گذر ما به خیابون انقلاب دائمی و غیر قابل اجتنابه و از وقتی به یاد داریم باید با سپر از مقابل این کتابفروشی ها رد میشدیم و با هزار چشم مراقب دور و اطرافت باشی که بهت تجاوز نشه!

اندر راستای زنده نگه داشتن یاد یکی از شهرهای مهم ، زین پس به جای واژه ی نا مانوس خیابان انقلاب بگویید: «خیابان قزوین»

این عکس هم واسه درس ارتباط شناسی بود که دیدم بی ربط به این قضیه نیست! البته نه از اون ارتباطا ها!

دیگه قضاوت با شما ! البته عکس کاملا بدون شرح است و فقط واسه بیسفادا چهار تا شرح عکس نوشتم!

 

qazvin city


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 11:9 توسط : مطهره