سلام دوستان
مادر یکی از دوستای وبلاگ نویسم ..فاطیما ی عزیز فوت کرد..برای تسلای دلش بهش سر بزنید.

ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 8:15 توسط : مطهره
مادر یکی از دوستای وبلاگ نویسم ..فاطیما ی عزیز فوت کرد..برای تسلای دلش بهش سر بزنید.

هـ َ هـَ هَـ هَـ هَـاها ها هو هو هو..
مي دونم سورپريز شديد
..ما اينيم ديگه ..مرده ي رفيقامونيم . .. مي دونستم دوريمو نمي تونيد تحمل كنيد(فرافكني كردم )
واسه همين واسه شادي دلتون اومديم خوشحالتون كنيم و بريم و بچسبيم به درسا ![]()
دوست جون هم قاطي خروسا شد !!!
امان از دست تلفن همراه
...امان از اس ام اس ..ببين چه مي كنه... دوس جونم سر كلاس ديگه تو باغ نيست ..هي اين ور اون وره ..كافيه باكس تلفنش رو نيگا كنيد همه پر شده از اسم آقاي .. !(فعلا تا اينجا داشته باشيد )![]()
يكي از بچه ها هست كه خانوم دكتره و جالبيه قضيه اينه كه عاشق
يكي از معلما شده اساسي .. خانوم دكتر ما اصالتا ترك هستن .
اين لاور ِ دوس جونِ من هم ترك تشريف دارن..يه چند وقتيه واسه همذات پنداري بيشتر دوس جون اومده پيش خانوم دكتر و دوره ي آموزش فشرده زبان بين المللي تركي رو داره پاس ميكنه ! !! ! فكر كنم به همين ديري ها تافلشون رو اخذ كنند.![]()
ديروز سر كلاس بوديم و مثه هميشه دوس جون در باقاليا سير مي كرد
و حسابي تابلو شده بود و معلممون هم گير داده بود كه بابا عاشق ..بيا تو كلاس...مشاوره خواستي بيا پيش خودم! بعد كلاس به دكي جون گفتم : بيا اين دخمل رو درياب و يه درمونيش كن ..دكي جون هم گفت: عزيزم بيا استعفا بده ..آخه چرا ترك؟
بيا يه كم آپ تو ديت باش ! بهتره يه ويندوز جديد روي اين لاور تركت با زبون فارسي نصب كني!![]()
:: خداييش پيشنهاد عالي هست! ديگه لازم به آموزش زبان تركي هم نيست!
:: مهم اينجاست كه اگه بخواد روش ويندوز فارسي نصب كنه ، به احتمال قوي هاردش مي سوزه!![]()
:: ياد اين جوكه افتادم كه مي خواستن فارسي ياد بدن به آدما ..هركي ميرفته تو اتاق و يه كامپيوتر بوده كه اين آموزش رو ميداده و بعد چند دقيقه طرف ميومده بيرون و فارسي ياد گرفته بوده..نوبت تركه ميشه و ميره داخل يه ساعت ميگذره مي بينن خبري ازش نشد
دو ساعت ميشه سه ساعت ميشه
و بالاخره در و باز مي كنن ميرن تو اتاق مي بينن دود از كامپيوتر زده هوا و داره ميگه : ياد نمي جيره ! ياد نمي جيره !!(اين جمله رو به زبون آدم آهنيا بخونيد)![]()
جل الخالق!!!
تولد ندا
خانومي بود شيريني اورده بود و بروبچ هم كادو گرفته بودند ..داشت كادوهاشو باز ميكرد كه يكي از كادوهاش يه عروسك خرس بود ..ناز بود ...دكي جون هم بغل كرده بودش و نميدادش به ندا..سر گرفتنش دعوا بود.
دكي: اين مامانش كيه؟
ندا: من!!
دكي: اما اصلا شبيه تو نيست، خيلي زشته
..به باباش رفته ! .. ندا: باباشم اين شكلي نيست!
من: خاك وچوك ...مگه رشتيه؟
..بچه ها: اِ اين چه حرفيه؟ من: مگه چيه ..از قزويني بودن كه بهتره!!!![]()
:: حالا بنده لطف كردم و تخفيف دادم! ! !
خبرنگاري و شغل شريف بچه داري
(صحنه 1: در خونه و در حال صحبت با مامي خانوم)
مامان: آخه دختر اينم شد كار!! ![]()
من: مگه چشه!![]()
:آخه دختر دو روز ديگه ميخواي بچه ات
رو چيكار كني؟
من: مادر به قربون بچه ام !! الهي
..بميرم واسش !
: كي ميخواد بچه ات رو نگه داره !! اين چه كاريه !! هيچ كس بچه ي آدم رو تا شب نگه نميداره!![]()
![]()
من: حالا كو تا اون موقع
... فعلا باباش نيست
..اووووووه تا خودش! كي مرده كي زنده!
: از ما گفتن بود..خود داني!
(صحنه 2: در كلاس و كنار دوس جون)
استاد: همه ي فاميلا ميدونن كه خونه ما نبايد مهموني بيان چون من هيچ وقت نيستم و اگه به مهموني رفتن باشه ما ميريم ! ![]()
بچه ها: استاد پس بچه تون رو كي نگه ميداره!![]()
استاد: پرستار داره!
امسال هم توي سالن شب تولد بچه ام يه جشن ميگيرم و همه ي فاميل رو دعوت مي كنم ..خودم نمي رسم كاري انجام بدم .
(من در حال حرف زدن با دوس جون)
من: اين طوري كه نميشه !!! خب بچه هامون رو چي كار كنيم!![]()
دوس جون: خب وقتي تو نيستي من
نگهش ميدارم!
من: مي دوني چيه ..خوبه با هم يه پرستار بچه بگيريم واسه بچه هامون !!
اتفاقا دو تا هم هستند و با هم بزرگ ميشن !![]()
دوس جون: هـ هـ هـ هـ..ولي پرستار خوب نيست.![]()
من: خب آره..
بايد با هم هماهنگ كنيم... مثلا يه روز تو بري سر كار من پيش بچه ها باشم و بالعكس! آهان يه مشكل ..از كجا معلوم بچه هامون با هم باشند !!!![]()
![]()
ديگه منفجر شديم از خنده و دوس جون ميگه بسّه انقدر خيال پردازي نكن!
نتيجه اخلاقي:
چه معني داره يه خانوم بره خبرنگار بشه ! دِ هَ پس رسالت مادري چي ميشه!
نتيجه انساني:
هماهنگي هم چيز خوبيه تو زندگي مخصوصا موقع بچه دار شدن!![]()
وبلاگ گردي هاي من
تو بلاگفا هويجوري
در حال پرسه زدن بودم و كه رسيدم به يه بلاگ كه خيلي با مزه
بود ..اين مطلب رو بخونيد ...تصور كنيد اگه به جاي واژه ي دست مي گفتن چیز چي ميشد![]()
![]()
.. اين وبلاگ واسه آقا فرزاده كه بعضي وقت ها شعراي عشقولانه ي
نسيم (دخترخاله اش ) رو ميذاره !!
بعد از سالها وبداري و پژوهش هاي فراوان در اين حوزه به نتايج جالبي رسيدم( حالا نمي دونم نتايج به من رسيدند يا من به اونها..مهم اينه كه پيوندمون
مبارك)
يكي از آفت هاي
بلاگ نويسي واسه پسرها دوران سربازيه
..آقا يه دفعه مي بيني پسرها غيبشون ميزنه و يا اينكه آهنگ خدافظي ميذارن ..يعني چي؟ يعني ديگه بايس بريم زير پرچم(ووووي خجالت وكشيد ..زير ...)![]()
يكي از اين وبلاگ ها بلاگ حاج آقا جفنگياتي ذليتش مداوم عليه الزحمه مي باشد ..كه حاجي فرهاد در دوران شريف خوش خوشون سربازي
به سر مي برند ..وقت هم كنند يه سر ميان باغچه رو آب و جارو مي كنند و ميرن..اين مطلب ضد دخترش رو بخونيد ..(چون مي دونم با جنبه ايد اينو معرفي كردم )
داخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل پرانتـــــــــــــــــــــــــــــــــــز به بزرگــــــــــــــــــــــي جيــــــــغ
جيغ هايم از دست فاشيست ها
(يكي بياد منو نجات بده
..كــــــــــمـــــــــــــك
..بابا ..آخه من چه خاكي ،گلي ،سيماني، بتوني بريزم
بر سر نازنينم( نه موهام كثيف ميشه ..نميخوام!!!!
) ...اي فاشيست هاي ..اي قازقولنگ هاي
نامرد...نامرديد ديگه (چه كنم كه دختريد
)..اگه مرد بوديد زودتر از اين ها با استاد تباني مي كرديد ميومديد بلاگ من!!
واسه من خاله زنك بازي در مياريد ديگه؟!؟!
بيكاريد ميريد دفتر دكتر كوثري هي پشت سر استاداي ديگه غيبت مي كنيد و بعدشم مي رسيد سر بلاگ نازنين من.
..يادش به خير ..دنيايي داشتم واسه خودم
..چقدر اپن مي نوشتيم و چقدر كل راه مي انداختيم..يادته سپهر !! سر غضنفر
چه بساطي كه نداشتيم؟! ماهان يادته ! ! ! چه قدر بحث زن و مرد داشتيم
... فمنيست بازياي من يادته؟!
علي كجايي مادر..مادرت رو كشتند
هي هي بلاگش رو بستند هي هي
..سامان بيا ببين آبجي مطهره رو نابود كردند
... بيا آي ديشون رو بدم برو هكشون كن
.. (ای ولته سامان)
آخه من چي بگم؟! نمي دونيد چه مصيبتي دارم..حداقل دلم خوشه دكتر منتظرقائم خودش كشفيده بلاگم رو ..ولي اخه داشتيم؟!! آهاي لوسينه ... اون مار بگزه زبونت رو
.. بچه كم غيبت كن.. وبلاگ منو چرا قربوني مي كنيد...آهاااااااااااي درياي ورپريده...حالا ديگه جواب من اينه؟؟ چه عشقولانه هايي
از خودم درنوكردم واست .. چقدر تو بلاگت اومدم اول شدم
..جواب كامنت هاي من اينه؟
! داشتيم؟! بايد به استاد آدرس ميدادي؟ حالا لوسينه يه چيز پروند تو چرا رفتي آدرس به استاد دادي؟!!
من ميرم ديگه يه گوشه اي عزلت نشيني
... مرا اسب سفيدي بود روزي....
نتيجه ي اخلاقي:
::اگه منو پشت حياط دانشكده ديديد در حال كشيدن سيگار ..تعجب نكنيد..بدونيد و آگاه باشيد كه اين نامردا باعثش شدند.( نه ما پيپ دستمون مي گيريم ..اداي فرهيختگي
)
::اگه ديدي ديگه نچتيدم و بلاگم رو آپ نكردم بدونيد اين نامردا باعثش بودند. چون من خود دي سي كردم خودمو!!!( نه بابا بدونيد اكانتم تموم شده
ديگه پول ندارم كارت بخرم)
::اگه ديدي با رفيق ناباب
گشتم و افتادم تو چاه ، باعثش اينا بودند.( آخه كدوم يك از دوستاي من بابيند همه بهاييند
)
:: اگه ديديد كه منو سر كلاس استاداي گرامي نديديد بدونيد و آگاه باشيد باعثش اينا بودند.(آخ جون يه دليل واسه پيچوندن كلاس ها بيريف شد
)
نتيجه ي كاملا انساني:
:: تسليت ميگم به جامعه ي ايراني كه طنز نويس قهاري چون من رو بدليل نابخردي گروهي از شانگول انديشان از دست داد.![]()
:: شما منو عقده اي كرديد
..نذاشتيد من قلم بزنم (مي دونم همش به خاطر حســــــــو ديتون
بود)
::شما آخر ترم از قصد رفتيد به استاد آدرس داديد..( اي نامردا..)
::شما جلو پيشرفت منو گرفتيد
..( خودمونيم شما هم جلو ما رو نمي گرفتيد ما شاخي
نه ببخشيد تاجي
به سر مملكت نمي زديم)
::شما گوهري
را از دست دادي كه تاريخ خواهد نوشت..( بله بعدها در روزنامه ها خواهيد خواند كه قلابي
بوده)
::آيندگان روزي شما رو به خاطر اين كارتون لعن و نفرين خواهند كرد!!(اين و ديگه راست گفتم..چه آيندگان باحاليند..چه آدماي باشعوريند كه قدر منو ميدونند.)
.نتيجه ي كاملا عقلاني:
واسه اينكه روتون رو كم كنم ..من سنگر رو حفظ مي كنم
. مي مانم..خواهشن فقط بر و بچ بالاي 18 سال وارد بشند..چون دمپايي اندازه ي پاي كوچو لو ها نداريم
..دكتر كوثري جون يه وقت امير (پسر استاد)نياد وبلاگ منو بخونه ..بدتر از شب هاي برره است ..خوبيت نداره واسه بچه!!! آره قربونش !)
من امتحان
دارم بعد از امتحان ها تشريف مباركم رو مياورم ..فعلن باي تا هاي
..دلم يه ابسيلون ميشه
..ولي دوريتون رو تحمل مي كنم
..مي دونم شما طاقت نداريد منو نبينيد ..ولي روزگاره و بازي زمونه ..من میام..![]()
![]()
![]()
Sms دردسر ساز![]()
..اگه تو خواب يه آدم ريشو اومد و كردت توي كيسه با خودش بردت ،نترس!! چون من براي هديه ي كريسمس از پاپانوئل تو رو خواستم!! كريسمس مبارك!![]()
.........
باز اين جيگر
طلاي بنده sms ازخودشون دروكردند. . . تا اينجا مشكلي نيست!! ولي مهم اينه اين sms رو واسه كيا فرستاده !!! قضيه از اينجا شروع شد كه واسه يكي از پسرهاي كلاس فرستاده بود و پسره هم به خودش گرفته بود و جواب داده بود: نترس! اون كسي كه بايد بياد تو رو ببره منم نه پاپانوئل!!
:: هـــــــي كوفت
بگيري ! ! !
:: جنبه ي sms دريافت كردن هم نداري ..برو بمير ! ! !
:: آخه بچه تو رو چه به این حرفا؟؟؟ ![]()
ضايعگي اونم جلو دكتر منتظرقائم![]()
خوش خوش
شب هنگام دم در دانشكده تجمع كرده ايد و داريد سر شيريني تولد سعيده چك و چونه مي زنيد كه كجا باشه و كي؟! و ديگه خيابون رو با هر هر و كركر
گذاشتيد رو سرتون كه در اين هنگام يه آشنا مياد از دانشكده بيرون!! رو ميكنه به اكيپ شما و ميگه: شما دخترا نميريد خونتون!!
يه كم خودتون رو جمع مي كنيد و به استاد سلام ميديد و استاد هم خندان
است و يه دفعه يه چيز ميگه كه شما از خجالت
مي چسبيد به هسته ي زمين..استاد ميگه: آخه يه قهوه خوردن
هم تو وبلاگ نوشتن داره!!!!!!
يكي محكم مي كوبيد روي پيشونيتون !!! ![]()
وااااااااااااااي استاد آخه از كجا وبلاگ منو داشته؟؟
و استاد هم با همان لبخند مليحش
ميره و شما هم پشت سر دوستاتون قايم شديد...
:: وووووووووي
..
:: حالا اين به رو اوردن استاد مصادف است با زماني كه پست كل كل با پسرها رو گذاشتي!!!![]()
![]()
من ديگه از زور خجالت كهكشان راه شيري رو رد كردم..زمين كه سهله!!![]()
:: من ميدونم ..همش اين ناله و نفرين
سامان و ماهان بوده كه استاد پست منو خونده!!
:: اسم مستعار
واسه اين موقع ها به درد مي خوره مطهره خانوم!![]()
:: خداييش عجب بلاگي ها!!![]()
دو كلام با استاد:
:: استاد من بچه مثبتي بودم
..اغفال شدم وبلاگ باز كردم!! رفيق ناباب ،كمبود امكانات!!
:: آخه استاد قهوه
تاريخي بود ..بايد يه جا به ثبت مي رسيد!!
:: استاد جون وبلاگ تخصصي
هم داريم هاااااااا ...
:: استاد ، ما تمام نوشته هامون رو بدون منظور مي نويسيم و واسه شادي دل
بازديد كننده ها و لا غير..از حضورتون خيلي خيلي خوشحال شديم
..به كلبه ي سبز و پروانه اي من خوش اومديد .( تاثير شبهاي برره
)
:: استاد نوشابه خانواده مهمان من! ! ! ![]()
:: عواقب سر زدن استاد: خودسانسوري مزمن و فراگیر در پست های بعدی![]()
آهنگ دزدي
هي گير بديد به آهنگ وبلاگم... ما هم از وبلاگ ماهان رفتيم آهنگ دزديديم
... ديگه نبينم غر به جونم بزنيد هااااااااا
...بار آخرتون باشه!! ![]()
اين آهنگ ميدي هست ...متن شعرش رو هم واستون ميذارم ..اهنگ داريوش كه خيلي دوسش
دارم!
چشم من بيا منو ياري بكن
گونه هام خشكيده شد كاري بكن
غير گريه مگه كاري ميشه كرد
كاري از ما نمياد زاري بكن
اونكه رفته ديگه هيچ وقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي خواد
هرچي دريا رو زمين داره خدا
با تموم ابراي آسمونا
كاشكي ميداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه كنن
قصه ي گذشته هاي خوب من
خيلي زود مثه يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانو بذارم
تا قيامت اشك حسرت ببارم
دل هيچكي مثه من غم نداره
مثه من غربت و ماتم نداره
حالا كه گريه دواي دردمه
چرا چشمم اشكشو كم مياره
خورشيد روشن مارو دزديدن
زير اون ابراي سنگين كشيدن
همه جا رنگ سياه ماتمه
فرصت موندنمون خيلي كمه
سرنوشت چشاش كوره نميبينه
زخم خنجرش ميمونه تو سينه
لب بسته سينه ي غرق به خون
قصه ي موندن آدم همينه
![]()