تبليغاتX
..::سایه پروانه::...
..::سایه پروانه::...
در کنار سایه‌ام سایه‌ی پروانه‌ایست...آرزو دارم بدانم صاحب آن سایه کیست
دوشنبه هشتم تیر 1388
موسیقی و پایان نامه

تغییرات سنت گوش دادن به موسیقی در بستر زمان

هوس شادمهر کردم، آلبوم های قدیمیش رو گذاشتم. رسید به آهنگ دهاتی،گفتم یه کم باهاش برقصم. دیدم اصلن با آهنگش نمیتونم بیام! هیچ وجدی تولید نمیکنه.

یادم اومد اون موقع که بچه مدرسه ای بودیم، البوم دهاتی به ویژه همین آهنگ دهاتی پرطرب ترین و شادترین آهنگ موجود بود.

مدرسه ما رو برده اردو شمال(نور) که یکی از بچه ها واکمن اورده بود و اهنگ دهاتی رو گوش می داد که مدیرمون اومد و نوار دهاتی رو برد پلمپ کرد . یادم میاد که تو ارو یکی از بچه هامون که عاشق شادمهر بود، یه شب اومد پیشم و زار زار گریه کرد که این عشق پدرش رو دراورده و تمام اطلاعاتی که تا اون موقع تو مجله ها راجع به شادمهر نوشته بودند دنبال میکرد. میگفت میدونم دوس دختر داره، اما حاضرم همه چیزمو بدم که یه روز باهاش باشم.

وقتی فیلم جشن تولد شادمهر رو که با دوس دخترش بود، دیدم اولین چیزی که فک کردم  این بود که اون همکلاسیم با اون عشق دوران نوجوانیش الان داره چی کار میکنه؟ اگه این فیلم رو دیده باشه چه عکس العملی نشون داده؟ هنوزم شب ها به خاطرش گریه میکنه؟

 

چقدر سلیقه موسیقاییمون تغییر کرده و حالا تو همین مملکت اسلامی چه آهنگایی هست. گاهی این خاطرات یادمون میندازه که فرهنگ چه آرام دستخوش تغییر میشه !

موسیقی به عنوان پیام ارتباطی در بافت فرهنگی 10 سال پیش درکش با الان با تغییرات سن، محیط، سلیقه و تغییرات فرهنگی چقدر متفاوت شده، موسیقی به عنوان پیام ثابت است و این انسانها و بستر اجتماعی هستند که دستخوش تغییر شده اند و جور دیگر پیام را معنا و تفسیر می کنند.

 

پایان نامه نویسی:

انتخاب موضوع و تحدید موضوع جزو سخت ترین کارهاست. لیسانس که بودم هر چی تحقیق انجام میدادم و مقاله می نوشتم در مورد فضای مجازی و وبلاگ نویسی بود. اومدم ارشد مطمئن بودم که تزم رو روی وبلاگ کار خواهم کرد.

اما شغل جدیدم کمی خط فکریم رو برد به سمت  فضای مجازی و بررسی سایت های مذهبی، یه مدت پی اش رو گرفتم تا اینکه سوژه بازی های رایانه ای رو به عنوان سوژه یکی از  شماره های مجله انتخاب کردم.

بنیادملی بازی های رایانه ای رفتم، خیلی استقبال کردند و دیدم چه دنیایی که هنوز ما وارد نشدیم. به سرم زد یه بازی که به دینم ربط داشته باشه کار کنم.

به استادم که گفتم یه جمله گفت: لزوما مگه بازی باید دینی باشه؟

متوجه نشده بودم که به خاطر شغلم به هر چیز دینی گیر میدم و میخوام یه جوری دینیزه اش کنم!

چندتا سوژه دیگه هم به ذهنم اومد تا اینکه معصوم گفت داری سوژه هاتو شهید میکنی!بیا طرح بنویس بقیه سوژه هات رو! استاد گفته دوست دارم یکی روی رپ کار کنه!

چشام برقی زد که ای بابا، یه مدت میخواستم روی رپ واسه مقاله لیورپول کار کنم اما چون deadline اش نزدیک بود یه کنفرانس دیگه رو که درباره وبلاگ نویسی بود، مقاله داشتم رفتم!

مهدی مولایی هم تو هفت سنگ   حسابی به رپ گیر داده بود و پاییز بهش گفتم بیا رو وی رپ کار کنیم کسی دست نذاشته ! اما چون دانشگاه هامون از هم جداست دنبالش رو نگرفتیم.

از یه طرف هم این موضوع در دانشکده ما یه جور سنت شکنی محسوب میشه.

با این حال شاید روی رپ فارسی کار کنم. اما ذهنم هنوز درگیر بازی های رایانه ای هست.

حالا فهمیدی چرا انتخاب موضوع سخته؟ و اینکه حالا محدودش کنید که تو چه حوزه ای از این دنیا میخواهید کار کنید.

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:53 توسط : مطهره
پنجشنبه چهارم تیر 1388
چی بودیم چی شدیم

یادتون میاد قبل این دو هفته راجع به چیا حرف میزدیم؟

به چیا می خندیدیم؟

سر چی با هم کل مینداختیم؟

یادتون میاد لاست اومده بود و ذوق مرگ از سیزن 5 لاست و  سیزن جدید فرار از زندان بودیم؟

از بچه هایی که از فرفر رفته بودند می خواستیم برگردند؟

روم واسه تولد بچه ها میساختیم؟

یادتونه بازی وبلاگی میکردیم و چقدر همدیگر رو تحویل می گرفتیم و دعوت میکردیم؟

یادتونه هر روز کوییزهای مسخره فیس بوک رو امتحان میکردیم؟

رو دیوار هم یادگاری می نوشتیم؟




راستی مثه اینکه یه زمانی زندگی میکردیم!




ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 19:56 توسط : مطهره